جويباران بزرگ معارف عربي جاري شوند. ولي در اثناي نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ دوازدهم‌، جويبار تازه‌اي‌، كه حتي بزرگ‌تر از اولي بود، از طريق آثار مردي بزرگ‌تر به نام ژرار كرمونائي روان‌ گرديد. البته از ترجمه‌هاي ژرار در سده‌ٴ دوازدهم‌، جز عده‌ٴ كمي استفاده نكردند، و تأثير آنها را نمي‌توان تا نيمه‌ٴ سده‌ٴ سيزدهم‌، بيان كرد. هم‌چنان‌كه از طب پيش و پس از قسطنطين سخن‌ مي‌گوييم‌، همين‌طور مي‌توان از طب پيش و پس از ژرار سخن گفت‌. فعاليت قسطنطين و ژرار را در تاريخ طب سالرنو مي‌توان مرزهاي اصلي دانست‌، كه آن را به سه دوره تقسيم مي‌كنند: پيش‌ از قسطنطين‌، سده‌ٴ دوازدهم‌، و بعد از ژرار.
اما ژرار، كه دومين دريچه‌ٴ سد را گشود، كارش حقيقتاً عظيم بود. او دست كم ده رساله‌ٴ جالينوس را از مجموعه‌اي كه حنين بن اسحاق (نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ نهم‌)، تشكيل داده بود ترجمه‌ كرد، به‌علاوه‌ٴ تعدادي رساله‌هاي عربي از كندي‌، ابن‌ماسويه‌، يحيي بن سرافيون‌، رازي‌، ابوالقاسم‌، ابن‌سينا، ابن وافد، و علي بن رضوان‌. مسلماً مهم‌ترين اين آثار عربي قانون ابن‌سينابود، كه في نفسه دايرةالمعارف كامل طب يونان و عربي به‌شمار مي‌رفت‌. به عبارت ديگر، با اين كه‌ نويسندگان لاتيني در سده‌ٴ دوازدهم‌، هنوز معلومات ناقصي درباره‌ٴ طب عربي داشتند، پس از زمان ژرار، جوهر اين معلومات به لاتيني در دسترس بود، و از لحاظ منظورهاي پزشكي‌ تحصيل زبان عربي ضرورت خود را از دست داد.
ماركوس طليطلي به تكميل كار ژرار پرداخت‌. او رساله‌ٴ بقراط در باب هوا، آب‌ها، و اماكن‌، و سه كتاب ديگر جالينوس را ترجمه كرد، كه يكي از آنها درباره‌ٴ حركت ماهيچه‌ها، شايد غير از كتاب الحيوان ارسطو، قديمي‌ترين رساله‌ٴ يوناني در باب زيست‌شناسي بود، كه در دسترس‌ مسيحيت غربي قرار مي‌گرفت‌.
مقارن همان ايام‌، كلمات قصار بقراط و ده رساله‌ٴ جالينوس را بورگونديوي پيزايي مستقيماً از يوناني ترجمه كرد. هم‌چنين بورگونديو رساله‌ٴ نمسيوس حمصي را در باب طبيعت انسان ترجمه‌ كرد. جالب است كه جز با دو استثنا (كتاب اﻷٴخلاط اﻷٴربعة، و كتاب البُحْران‌)، آن آثار جالينوس‌ كه از يوناني ترجمه شد، غير از آثار ترجمه‌شده‌ٴ از عربي بود.
عجيب است كه تنها پزشك لاتيني‌، غير از پزشكان سالرنو و مترجمان‌، يك زن بود ــ هيلدگارد راهبه‌ٴ آلماني‌. رساله‌ٴ دانستني‌هاي او شامل پاره‌اي عقايد كالبدشناسي است كه ارزش‌ علمي ناچيزي دارد، ولي تأليف ديگرش به نام فيزيكا در ميان ساير مطالب شامل خلاصه‌اي از طب است‌. وي يك رساله‌ٴ طبي هم تأليف كرده‌، به نام بيماري‌ها و درمان‌ها. هيلدگارد در مورد گياهان آگاهي ژرفي داشت‌، و اغلب نسخه‌هاي درماني او براساس استفاده از ادويه‌ٴ مفرده است‌. او فقط يگانه پزشك خارج از سالرنو نبود، بلكه تنها پزشك در سراسر اروپاي مسيحي هم بود كه‌ زبان محلي خودش را خوار نمي‌شمرد، او نام‌هاي مفردات را به آلماني داده است‌.